تبليغاتX
معبد پروانه
معبد پروانه



باد روزگار

بهترین سلام زندگی ام را ز او شنیدم

زیبا ترین نگاه پاک را ز  او دیدم

شیرین ترین لبخند را ز  او  دزدیدم

لیکن او نمیداند شمع معبدیست

و پروانه ای از رسیدن به او می ترسد،

از سوختن،

از بازنده ا ی فاتح گشتن می لرزد،

لبم را نیش زند جمله ای کوتاه

که بی او هیچم هیچم هیچم

قلب صبورم، آرام گیر!

از باد های روزگار عاشقی

لطفاکمی فاصله بگیر!

 

جمعه بیست و نهم آذر 1387 توسط معبد پروانه |



برای این می نویسم
که روشنایی هست
اگر بدانم
همیشه وهر جا
تاریکی هست
هرگز نمی نوشتم.
امیدوارم لحظات خوشی را در وبلاگ من سپری نمایید.

به معبد من خوش آمدید.


ادبی
آزاد
طنز

RSS 2.0

Designed By ParsTheme