|
 
بهترین سلام زندگی ام را ز او شنیدم
زیبا ترین نگاه پاک را ز او دیدم
شیرین ترین لبخند را ز او دزدیدم
لیکن او نمیداند شمع معبدیست
و پروانه ای از رسیدن به او می ترسد،
از سوختن،
از بازنده ا ی فاتح گشتن می لرزد،
لبم را نیش زند جمله ای کوتاه
که بی او هیچم هیچم هیچم
قلب صبورم، آرام گیر!
از باد های روزگار عاشقی
لطفاکمی فاصله بگیر!
|