تبليغاتX
معبد پروانه
معبد پروانه



سیاه وسفید



سه روز پیش 24 ساله شدم.بادنیایی که برایم سیاه و سفید است

پس فرقی به حالم نمیکنه 2 ساله 4 ساله یا 240 ساله بشم!

به نظرتون در این بهار عمر چرا فرسوده می شویم؟

آدم بد بینی نیستم ولی به هیچ چیز و هیچ کس  نمیشه اعتماد کرد!

تقصیر زمونه نیندازید اینا بهانه هست ؟

چون سیاه وسفید از ازل با آدم و حوا به ما ارث رسیده!

گاهی خاکستری نگاه میکنم که دنیا 2روزه:یکی برای خنده ودیگری برای گریه کردن!

جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 توسط معبد پروانه |

بهار تولدت مبارک

معبد پروانه

به مناسبت تولد وبلاگ معبد پروانه برای وی یک متنی نوشتم:

"هر بامدادان در معبد پروانه قراری بود

گویی از تارو پود حجب

خالی

تهی و عیان خیال بود

به جسارت شبنم تربناک

وبه مخملی پروانه هوسناک بود

پری ذهن خواندمش

زیر قرص ماه

نورانی میدرخشید

اگر احساسم نمی لغزید

می بوسیدمش

و آنگاه چه رویایی شیرینی

از ورای فاصله ها

و میدانستم

این روزها عشقی او را می طلبد

نه آسمانی نه خاکی

از جنس خود ، رویایی

چه پایانی دارد؟؟

فراق این چنین یاری؟

که از هر نشانه اش

بی درنگ ماندم

چموشی کردم

تا رام شوم

به راستی

او خسوف زندگی ام بود.

در معبدش ماندم

و هربار، پروانه هایش

مرا حلقه زدند

با من اشک ریختند

پرواز کردند

و دعا خواندند."

سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 توسط معبد پروانه |



برای این می نویسم
که روشنایی هست
اگر بدانم
همیشه وهر جا
تاریکی هست
هرگز نمی نوشتم.
امیدوارم لحظات خوشی را در وبلاگ من سپری نمایید.

به معبد من خوش آمدید.


ادبی
آزاد
طنز

RSS 2.0

Designed By ParsTheme